خرید بک لینک

ترم جدید شروع شده است ، حسِ تازگی ترم را ندارم . باید بروم اما هنوز دلم به رفتن نیست . انگار خسته ام اما خستگیم با فکر هایم هم مسیرند. دورم .. از تمام چیز هایی که میخواهم..

+ Writen by  یکشنبه شانزدهم بهمن ۱۴۰۱Time 17:25  هیچ او   | 

برچسب: نویسنده: نیما یوسفی تاريخ: دوشنبه 24 بهمن 1401 ساعت: 15:22

اینترنت قطع و دسترسی به خیلی از کارهایی که قبل انجام میدادم سخت شده ؛ نشستم فکر میکنم و حالم با فکر پریشون تر شد و ریخته شدم و باز جمع شدم .چه چیز تسکینتان میدهد زمان پریشانی ؟ دلم میخواهد چنگ بیندازم توی سرم و مغزم را در بیاورم و تمام افکارش را بردارم و دور بریزم و سبک سر شم ؛ اما فکرت را دارم . فکرت را دارم و این فکر مرا از تمام کارهای روزمره ام هم دارد مرا باز میدارد.الان آخرین جرعه از چای هم تموم شد و گمان کنم نوشتن من هم باید تمام شود .شاید وقتِ تمام شدن است .. + Writen by  پنجشنبه هفتم مهر ۱۴۰۱Time 9:24  هیچ او   | 

برچسب: نویسنده: نیما یوسفی تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 19:45

«هیچ کار نمیکنم، خستگی کارهای نکرده را در میکنم، شدهام کارشناس برجستهی اتلاف وقت.» #شاهرخ_مسکوب- هم اکنون از وسط کلاس با چشمانی نیمه باز و خواب به این نتیجه رسیدم که واقعا کارشناس برجسته ی اتلاف وقت شده ام. چرا ؟ چون استادش بی نهایت کسل درس میدهد ، ما خسته ایم آقا ، خسته . + Writen by  سه شنبه هشتم آذر ۱۴۰۱Time 10:37  هیچ او   | 

برچسب: نویسنده: نیما یوسفی تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 19:45

به پاسِ هر سال ، برای ۱۲ آذر ۹۳ ، برای طفل ۷ و ۱۳ و ۱۸ ساله ، رفتنت بخیر :)

و ما اینجا دلمان برای ِشما

بله برای خود ِشما بسیار تنگ است ..

+ Writen by  شنبه دوازدهم آذر ۱۴۰۱Time 14:8  هیچ او   | 

برچسب: نویسنده: نیما یوسفی تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 19:45

صفحه بندی